جوان ای و آرزویِ همسر و فرزند داری. اما از تو میپرسم: آیا چنان مردی هستی که آروزیِ فرزند را سزاوار باشد؟ آیا پیروزمند، فاتحِ خویش، فرمانروایِ حواس، و سرورِ فضیلتهایت هستی؟ از تو چنین میپرسم. یا از آنچه از نهفتِ آروزیات زبان میگشاید حیوان است و نیاز؟ یا تنهایی؟ یا ناسازگاری با خویش؟ میخواهم پیروزمندی و آزادیات را شوقِ فرزند باشد. بهرِ پیروزمندی و آزادیِ خویش میباید یادمانهایِ زنده بنا کنی. میباید برتر و فراتر از خویش بنا کنی. اما نخست خود میباید بنا کرده شوی. با تن و روانی سازوار. ن
برچسب:
نویسنده: کامران قنبری